سكس خيلي خشن。 سکس لزبین ایرانی جدیدترین کلیپ سکس ایرانی همجنس باز ایرانی‌دو تا لزبین

فک کنم راه حل اینه که روش های کنترل خشونت در جامعه ارائه بشه. راحت بگویمتان در میان بانوان ما هنوز خیلی از مسایل حل نشده است، به خصوص بین افرادی که تحصیلات دانشگاهی بالاتر از ارشد دارند. حتما تو دنیا کسایی هم هستن که تو زندگی سکس اولویت اولشون نیست…. دراصل هم علت خلق این نوشته شنیدن خبری مبنی بر تجاوز سیزده نوجوان به یک دختر بود و خاموش کردن سیگار برروی بدن ان دختر…اما وقتی ما این روزها شاهد خشونت و بی اخلاقی در همه ابعاد در جامعه هستیم از دعواهای خیابانی تا بگومگوهای و بداخلاقی های بین مسوولان مملکتی پس فکر کردم باید بسیار فراتر از بررسی یک نوع از خشونت به ان نگاه کرد. حرف شما درسته، من هم به سلیقه این دوستان احترام می گذارم هرچند که نمی پسندم ولی بدون اغراق من تا امروز تو زندگیم پیش نیومده با خانمی ایرانی باشم که اولویتهاش غیر از اولویت های اشاره شده در این سایت باشه. موارد مشابهی از تجاوز که با آزار جنسی و جسمی و حتی شکنجه و قتل همراه میشه بیشتر من رو معتقد به جوابم میکنه. مشکل ما این شده که نمی دنیم چی ارزش هست؟! تا اینکه تحویل نهایی پروژه رو گذاشت تو هاوایی…. کسانی که در آستانه چهل سالگی هستند، واقعا مرد رو یک دیلدو می بینند که کارش فقط کردن و رفتنه. ان مرد هم ادم فهیمی بود و بسیار مودب و بادیسپلین …. به مرور زمان و هنگامی که اسفنکتر یا دریچه مقعد شل شد به دلیل احساس پر و خالی شدن انتهای روده بزرگ احساس لذتی به زن دست می دهد ولی از این طریق امکان ارضای جنسی زن وجود ندارد و زن ارضا نمی شود. دوست بزرگوار من، می دونم حرفم تلخ هست، اما متاسفانه با شدتهای کم و زیاد من دروغ رو به جرات می تونم بگم در تمام زنهای ایرانی می بینم. بشدت احساس میکرد بهش نامردی شده و…. در این شرایط کاملا طبیعی و بدیهی هست که زنها از ابزارهایی که در اختیار دارند استفاده کنند. چون تا چند روز نگاهش رو از من می دزدید و وقتی به رختخواب میومد که مطمن باشه من خوابم …. Наш портал обладает огромную базу анкет, которая составляет 20 млн. وقتی بهش گفتم متاسفانه این مرض درمان نداره اول از همه بهم یادآوری کرد که این مرض نیست! نمی دونم تا به حال دچار این تردید فلسفی در خصوص مفهوم خیر و شر شدی یا نه. سکس لزبین ایرانی داستان سكس با سيمين اسم من سيمين 29 سالمه و 4 ساله كه ازدواج كردم اون موقع كه دختر خونه بودم هميشه تو خونه آزاد ميگشتم مخصوصا موقعي كه بابا خونه نبود آخه اون بعضي وقتا گير ميداد كه جلوي ياسر مراعات كنم ياسر دادشمه 6 سال از من كوچيك تره خيلي خوشگله و خوش هيكله خيلي از دوستام طلبه بودن باهاش دوست بشن بعضي وقتا از حموم كه ميومدم. سلام اين يك داستان نيس بلكه يه خاطره از بهترين خاطره هاي زندگيم هس اسمم سارا ٢١ سالمه و هيكل خوش فرمي دارم و وزنم هم ٦٠ كيلوه و سايز سينم هم ٧٣ من عاشق آرمان بودم طوري كه واسش ميمردم و حاضر بودم هر كاري واسش كنم ارمان حدود ١ سال پيش بود كه خيلي اصرار ميكرد كه برم خونه مجرديش ولي هميشه يه ترسي داستم و نميرفتم نميدونم چرا ولي ميترسيدم در ضمن تا اون شب هيچ سكسي ندااشتم با هيچكس خوب شب تولدش رسيد و بهم زنگ زد و گفت كه كيك و وسايل گرفتم و بايد امشب بياي پيشم با كلي اصرار قبول كردم و با آژانس رفتم پيشش ديدم كيك و وسايل خريده خلاصه تولدشو جشن گرفتيم تا اينكه ساعت ١١ شد از ساعت ٧ پيشش بودم گفتم بايد برم و كادومو كه يك ساعت شيك بود دادم ولي اون اجازه نداد برم و من هم مامانم و بابام رفته بود گرگان پيش داداشم خلاصه اصرار كرد و منم قبول كردم اينم بگم كه خيلي پولدار بودن و خونه شيكي داشتن و حمومشونم بزرگ بود و وان داشتند رو مبل بوديم كه تلويزيونو روشن كرد و يك فيلم پورن خيلي عالي گذاشت و نگاه ميكرديم كه يهو دستاشو كم كم ماليد به سینه هام و فشار ميداد من قرمز شده بودم و اون داشت حال ميكرد خدايشش منم حال ميكردم اون قبلا گفته بود كه سكس خيلي خشن دوس داره اونم خيلي خيلي منم خشن دوس دارم ولب نه در اون حدي كه اون شب انجام داد باهام خلاصه منو ميلوسيدو ميليسيد و ميرم سره اصل مطلب زيپه شلوارشو كشيد پايينو كيرشو كه حدود ٢٣ سانت اينا ميشد كه خيلي هم خوشگل بود كرد تو دهنم و گفت ساك بزن منم تند تند ساك ميزدم و اونم اوج لذتش بود اون گفت كستو ميخوام منم گفتم نميشه چون من تا حالا نداده بودم و پرده داشتم ولي جه جوري شد كه دادم الانم نميدونم خلاصه لليس ميزد كسمو و منم كه اوج لذتم بود كاندومو درو ورد خار دار بود خلاصه روغن زد به كسم تا داد داخل اشكم در اومد ديدم بله پاره شده و چقدم خون اومد رفتم تو وان و شستم خودمو و اومدم بيرونو شروع كرد منو برد رو تختش كه ٢ نفره بود و خوابوند رو تخت و تا تخماش ديگه داده بود داخل ديگه تند تند تلمبه ميزد و در همين حال گفت تاخيري زده كه تو دلم گفتم واي چه غلطي كردم درد داشتم ولي كم كم عادي شد و اونم تند تر كرد و ديگه كلي عرق كرده بود همه لباسش خيس بود لباساشو دو اوردم و رسيدم به جورابش كه گفت در نيار خوابيد رو تخت و گفت بشين رو كيرم نشستم و تند تند تلمبه ميزد كه يهو پاشو اورد جلوم كه گفتم چيكار ميكني گفت من خشن ميخوام و گفت جورابامو بايد ليس بزني گفتم نه و گفت تو امشب ماله مني جوراباشو اورد جلو چسبوند به دهنم و منم ديگه داشتم ليس ميزدم واسش جوراباش سفيد بود و خيلي هم كثيف نبود ولي بو ميداد ديگه ليس ميزدم و لذت ميبردم جوراباشو در اوردمو لاي انگشتاشو با انگشتاشو هم ليس زدم و كاندومو ديگه در اورد و بدون كاندوم به جونه كونم افتاد حالت داگي تند تلمبه ميزد و اه اه خودشم در اومد و منم كه ديگه نا نداشتم و يه دفعه ارضا شدم و اون هنوز ارضا نشده بود و گفت گفتم كه تاخيري زدم هميشه عاشق زير گردن و گوشاش بودم واسه همين بوس ميكردم گوشاشو و زير گردنشو سينه هامو ميخود در حالي كه تند تند داشت كسمو ميكرد منم كه حال ميكردم ديگه دردم شديد شد و جيغ ميزدم و يه دفه جوراباشو كه در اورده بودم به دهنم بست كه جيغ نزدم داشتم خفه ميشدم چون كفشاشم فوتبالي بود بو ميداد جوراباش بلندم كرد و وايساد و پاهامو رو شونه هاش گذاشت و تو كسم ميكرد تند تند و ازم لب ميگرفت خسته شده بودم خيلي ولي هنوز ارضا نشده بود در اوردو دوباره واسش ساك زدم ٥ دقيقه اينا و دوبارم كرد اين دفه تو كونم كه جيغم در اومد گفت ساكت اخرشه ديگه ٥ دقيقه هم كونمو كردو گفت داره ابم مياد و در اوردو ابشو ريخت همرو تو صورت و دهنم گفت بخور خوردمو واسش ساك زدم و رفتيم دو تامون تو وان و باهام ور رفتيم و منم از كفه پا تا نوكه سرشو بوس ميكردم و اونم حال ميكرد اينم از خاطرهه عاليه من باز هم از سكس هامون مينويسم خواهشا فحاشي نكنين و به نوشته همديگه احترام بزاريد نوشته. این در حافظه تاریخی زنان باقی مانده است، اما نکته اینجاست : مردی با عرضه است که بداند کی خشن باشد، کی مهربان باشد و کی به زنش محبت کند. ببین برای زنی که سالها تجربه زندگی مشترک داره، پارتنرهای زیادی رو تجربه کرده و حتی به این نقطه رسیده که خودش رو می شناسه به نظر من نباید اولویت ها تا این حد سکس باشند. راستش یک جاهایی دلم میخواست کلید off را بزنم و تمامش کنم اما یک حس مرا به لذت بیشتر و کسب خشونت دیوانه وارتر ترغیب میکرد سوم به اتفاق ان شب خیلی فکر کردم. در خصوص مسئله سکس همین طور هستش. دوم من اینطور فهمیدم که به صورت کلی، هر فردی یک نوع » نهایت احساسی » رو برای روابط جنسیش ترجیه میده، ولی دوست داره بعضی مواقع بقیه احساسات رو هم امتحان کنه. چند ماه بعد این اتفاق تکرار شد بدون اینکه اینبار دعوایی کرده باشه… اما احساس میکردم از این نوع رابطه همراه با خشونت بسیار لذت می بره و واقعا اون زمان برام سوال بود که ایا این نوع رابطه رو برای خشونتش دوست داره یا برای خود رابطه و یکنواخت نبودنش و فرق داشتن با دیگر مواقع و راستش می ترسیدم از اینکه این خشونت باشه که براش جایگزین لذت بدنی شده و همین ترس بود که باعث شد درموردش حرف بزنم و اعتراض کنم و دیگه هم تکرار نشد دوم چند ماه پیش از مرد خواستم که خشونت بخرج دهد …نمی دانم چرا …اما دلم میخواست کسی کتکم بزند و ازارم دهد …. هر کسی خودش می دونه که چطوری از زندگیش لذت ببره و تو زندگی به چی توجه کنه و اولویت زندگیش چی باشه…. خشونت در خدمت خشونت نیست در خدمت هدفه. ویدا جان امیدوارم فحش و توهین تلقی نشه. و مطمین باش اگه ما یاد بگیریم به حریم خصوصی مردم احترام بذاریم جامعه هم دچار هیچ مشکلی نخواهد شد…. ولی حال که جواب دادی اینم بشنو! من همون روز رابطه مو کات کردم و نتیجه این شد اون بحثهای فلسفی الان به سکس کشیده شده. اون هم در جواب من گفت: تا وقتیکه تو نخواهی باهاش لاس بزنی. و امیدواریم شما مومنین و مومنات در لحظات سکراور خلسه مخصوصا در شب بیداری های خالصانه مارا از دعای خود فراموش نفرمایید …. مثل اینکه امروزه روز یک ابزار جدید برای ترور شخصیتهای مخالف پیدا شده و اون هم اتهام تجاوز به ناف طرف بستن است. تصور کنید — دور از جان — به عنوان نوزادی ناخواسته، در روستایی فقیرنشین در دامن مادری نوجوان که به حرفه­ ی مستخدمی اشتغال دارد چشم به جهان بگشایید، بدون آن که کسی پدرانه آن دور و بر مراقبتان باشد. کسی لینک دانلود داره ؟ عکس دختر همجنس باز بلوند اشنا که کیر هم دوست دارند کوس لیسی و همجنس بازی +کوس و کون بسیار زیبا+کس لیسی دو تا لزبین سکسی کليپ جق زدن سکسهاي کامل. من نویسنده های این سایت رو مثال زدم. نسوان چان این ـزمایش ربطی به مسئله ای که شما مطرح کردید ندارد. ولی در اون حد که شما گفتی که تبدیل میشیم به یه حیوون! وقتی براش تشریح کردم که جزئیات سکسشون چی بوده حاج و واج موند و بعد از اون بود که دیگه هرگز حاضر نشدم ببینمش به رغم اصرارهای زیادی که کرد. همین الان که من دارم این متن رو تایپ می کنم، کنار من مردی نشسته که به همسرش خیانت می کنه. و ارزش دیگه ای به مرد قائل نیستن…. كنترل خشم به دليل احترام به پدر، به معلم، به موي سفيد، به زور زياد، به پول زياد، به موقعيت مذهبي، به مقدسات و … فرو خوردن خشم به دليل حفظ ظاهر و آبرو فرو خوردن خشم به دليل اينكه خشمگين شدن زشته كنترل خشم به دليل ضعف كنترل خشم به دليل اينكه بايد رفتار غلط اطرافيانت رو بپذيري ولي نمي توني انتخاب كني كه اطرافيانت چه كساني باشن. با این توضیح که همه ما درگیر هستیم بین خوی فرشته صفتمان و دیو صفتمان! و اما شاید اونهایی که گذاشتن و رفتن…. ولی برای انسانهایی که بالغن و در یک رابطه خودوشون رو مسئول سلامت خود و طرفشون میدونن، باید یک »دکمه ی خروج» از این احساسات قوی باشه. و سرم رو گذاشتم رو شونه دوست پسرم و گریه کردم…. باز به تجربه می گم زنهای ایرانی به مراتب بیش از مردها خواهان سکس هستند. نیچه میگه: سراغ زنها میروی؟تازیانه ات را فراموش نکن! با تمام احترامی که برای جنبش فمینیستی ایران قائلم متاسفانه می بینم که اغلب مواقع این جنبش عملا تبدیل به مردستیزی می شه. عده ای مثل نویسنده های نسوان به این آگاهی می رسند و عده زیادی که نمی رسند آدم رو دیوونه می کنند. خوب خاطرم هست زمانی که 11 سال سن داشتم، موجود خرفتی بهم گفت وقتی دختر زیبایی رو می بینی به زمین نگاه کن تا به اندازه ریگهای زمین ثواب به حسابت واریز شه. غافل از اینکه موتور حرکت همین جریان هم تا حدود زیادی مردان هستند. بهش قضیه رو گفتم و ازش خواستم که با من بیاد هاوایی…. یه دختر کم سن و سال هم چند وقته داره با من زندگی میکنه پایه همه جوره عشق و حال هستیم. امروز در اخبار دیدم که چند تا گروه فمینیستی هم از فرصت استفاده کرده و با بالا بردن پلاکارد خواستار محکومیت آقای استراس خان شده بودند. مرد فهیم و بسیار مودب بادیسپلین … عدالت خواهی نسوان خوراک فرهنگی پراکنده. به نوشته های همین وبلاگ نگاه کن. فرهنگ مردسالاری و به تبع اون تربیت جنسی ناصحیح جامعه ما رو اعم از زن و مرد بیمارهای جنسی ای بار آورده که نتایجش تو زندگی روزمره تک تکمون مشهوده. فکر می کردم که شما خانم خویشتن دارتری باشی که برخلاف ویولیتا تن به هر رابطه ای نمی دی. عزیزم خیلی از آدمهایی که فکر می کنیم نرمال هستند تا درجاتی ساود مازوخیسم دارند. به نظر من این جز حریم خصوصی هر شخص هستش…. چه چیز رو دوست داریم چه چیز رو نه…. خیلی سعی کردم کار رو بدم کس دیگه ای بره تحویل بده ولی نشد…. حالا هم در موقعی که اثرات سیاستهای انبساتی پولی آمریکا به ته خط رسیده و کشور شدیداً تحت فشار صندوق بین اللملی پول است که از سیاست چاپ بدون پشتوانه پول دست بردارد برای خفه کردن صدای اعتراض بزرگترین منتقد سیاست های انبساط مالی چه کاری بهتر از بستن یک اتهام تجاوز به شخص بی گناه است تا برای همیشه کاریر کاری طرف به باد فنا رود؟ لازم نیست که آدم خیلی باهوش باشه که حدس بزنه چه کسی الان داره فشار می آره که آقای خان از کار برکنار بشه. و در مورد خانم متاهلی که با چند نفر دیگه چت کنه…. خشونت زندانبان ها بی مهار شد و زندانیان تسلیم و پذیرا شده بودند. و البته خیلی خیلی دلایل اجتماعیه دیگه. در قابوسنامه من به پاسخی می گم دندان شکن…. مسئله خشونت مهار نشده و تجاوز به وجود یک انسان هست که همچین اتفاقی رو میافرینه. کار به جایی رسید که ایشان از ترس بر باد رفتن جان افراد آزمایش را متوقف کرد. موقعيتي براي ديد زدن من استفاده ميكرد منم زياد بهش سخت نميگرفتم يه بار از توي كمدش يه فيلم سكسي پيدا كردم كره خر عجب فيلمي داشت حسابي خوشم اومده بود از فيلمه يه بار مسافرت رفتيم چون همه تو يه اتاق خوابيده بوديم ياسر كنار من بود وسط شب داشت با كونم بازي مي كرد كه از خواب بيدار شدم ولي نفهميد تا اينكه ديدم دامنم رو زد بالا و كيرش رو گذاشت لاي كونم و سکس لزبین ایرانی. اگر امروز که هیچ جوانمردی نتوانست این ازدواج را به او هدیه کند، با نامردی که به خودش اجازه داد آینده دختر جوانی را یکسره به تباهی بکشد، برخورد قاطعی نشود، این ماجراها ادامه خواهند داشت. حالا تردیدی که برای من به وجود اومده این هست که اگه در از دست رفتن این کنترلها شرایطی خارج از اراده ما به وجود بیاد، واقعا تکلیف چیه؟ محمد بیجه رو احتمالا می شناسید. مثالی که من مطرح کردم در توضیح اولویتهای زندگی بود. کس لیسی دو تا لزبین سکسی لزبین بيرون ميديدم لباسم رو كه آماده كردم جا به جا شده ميدونستم كار ياسره ولي به روش نمي آوردم يه بار هم كه فكر كرده بود من خوابم اومده بود تو اتاقم گوشه پتو رو بلند كرده بود داشت به پاهام نگاه ميكرد صداي نفسش رو ميشنيدم هم خنده ام گرفته بود هم نميخواستم بهش زياد رو بدم ولي گاهي هم بهش حال ميدادم مثلا ميگفتم بيا من رو ماساژ بده ميفهميدم كيف ميكنه چند بارم كيرش بزرگ شده بود كه من ديدم ولي چيزي بهش نگفتم خلاصه كه ياسر از هر سکس لزبین ایرانی. راستش مشاور من میگه این یه بیماری نیست و عادیه و چهل درصد ملت دارن…. اینکه با این مجرم باید چه کرد، آیا اعدام خوب است یا بد است! یعنی خوب بالاخره ما زنها علاقه مند به سکس باشیم یا نه؟! من قبلاً فکر میکردم که همه افراد بیگناه شناخته میشوند تا زمانی که در یک دادگاه گناهکار بودنشان ثابت نشه. زندگی نامه این جوان پر بود از فقر و فلاکت و بدبختی. یادم نمی رود …مدت ها بعد از فاجعه اسید پاشی به صورتش توسط خواستگار سابق، همچنان با انرژی و انگیزه، اطمینان می داد می تواند ازدواجی داشته باشد که همه دخترهای سالم حسرتش را بخورند. ولی من اون رو فقط و فقط به چشم یک دوست می بینم… همین! در آن دروان ، مردان خشن قوی تر بوده و بهتر مثلا شکار می کرده اند و غذا تهیه می کرده اند ، لذا جنس زن به مردانی که قدرتمند بوده اند، ناخودآگاه متمایل است. در ضمن خشونت موجب میشه کمی از فشارهای عصبی مون کم بشه. کمی بعد علاوه بر گزارشگری و گویندگی به اجرای یک برنامه تلوزیونی موفق پرداخت. ولی جون هرکی دوست داری نماینده ما نباش…. ولی مثل اینکه امروزه روز با بستن یک اتهام آبکی تجاوز بدون وجود هیچگونه مدرک قاطعی چنان مرد بیچاره آچمز میشه که باید با زندگی و حرفه آش برای همیشه خداحافظی بکنه ،حالا میخواد گناهکار باشه و یا نه ولی بهرحال فاتحه اش خوانده است. من ادم ساکتی هستم اینرا همه اطرافیانم اذعان دارند. و فکر می کنی مرد رو ابزار فروکش کردن احتیاجات خودشون می دونن…. پارامترهای انتخابشون به مراتب سکسی تر هستش. و این چه فرقی با دیکتاتوری داره؟ البته من باز هم تاکید می کنم… این حرف من به این معنی نیست که ما نباید همدیگر رو نقد کنیم و برداشتهای ذهنیمون نسبت به یکدیگر رو نگیم…. اگه حمایت هم نکنه می گن بیعرضه هستش…. اساسا انسان زمانی به دروغ و نفاق رو میاره که ضعفی حس کنه. تا جایی که دیگه هیچ کنترلی روش نبود…. واقعا متاسفم که مردان و زنان ما فقط به ارتباط به عنوان دست مایه ای برای حل مساله بهره می گیرند. گزاره هایی که توی ذهن ما رفته عمیق تر از اونی هست که بتونیم تو این سن و سال اصلاحشون کنیم. ول خشونت کنترل نشده و رفتار خشونت آمیز با یک انسان، نباید توجیه پذیر بشه، چون نهایتی نداره. خیلی تفاوت هست بین دختری که وقتی کسی بهش گرایش داره اولین کسی که از این موضوع آگاه می شه دوست پسرشه با دختری که به من می گه تو اگه بدونی من امروز با یک مرد متاهل قرار دارم ناراحت نمی شی؟ و با این شیوه می خواد اعتماد من رو جلب کنه که مسیری فراهم بشه براش که حتی لاس زدن با دوست متاهل من رو از دست نده. و فکر می کنم برای حل موضوع اول باید مرز ارزشها رو برای خودمون شفاف کنیم مثلا یا سکس می خواهیم یا نه… حالا اگه می خواهیم و دختره هم می خواد دیگه به اینکه این موضوع فکر نکنیم که باز دارن سر من کلاه می ذارن …. و تبدیل به واقعیت هراسناکی شد… حتی وقتی به هم یاد آوری می کردند که چه کسی هستند… به نظر من خیلی خوب گفتید…کاملا درسته…. خداوند شما پنج نفرو برای اسلام و مسلمین حفظ کناد انشااله مخصوصا بانوی قدسیه مومنه مطهره سامانتا رضوان اله تعالی علیه که هرچند در غیبت تشریف دارند اما همانطور که انسانها از خورشید پشت ابر بهره می برند از نفحات قدسیه ایشان هم ما بهرمندیم که اندرونی باعنایات ان وجود نازنین است که پابرجاست و هرچند این روزها سرگرم مبارزه با دجال زمان بانو تناردیه جهنم اله تعالی علیه می باشند اما ما منتظران هرروز برای پیروزی ایشان در راند دوم مبارزه حق علیه باطل دست های خود را بلند می کنیم و برای سلامتی ان وجود نازنین از درگاه ایزد منان طلب سلامتی و مغفرت داریم …. اما وقتی همین ادمهای ساکت ، که نه مشکل خاصی دارند و نه تحت خشونت هستند این قابلیت را دارند که چنین خشن عمل کنند و بدتر اینکه، از خشونت ، حتی برای لحظاتی کوتاه در زندگی ، لذت ، ببرند ، برای من بسیار عجیب است» نکنید لطفا، شما برای مسائل پیچیده و عمیق روانی و اون آقا در پست قبل برای مسائل فرهنگی و اجتماعی به ظواهر استناد نکنید لطفا. برای ادامه­ ی این شغل مجبور شد دانشگاه برود و درس هنرهای نمایشی و ارتباط کلامی بخواند. و فکر می کنم این موضوع برای مردها هم درست هستش…. یعنی تمام وجودت عطش دیدن فیلم پورنو خونه دوستت و وانمود کردن اینکه من از این کثافت کاری ها بیزارم. اختیار ش رو نداره احساسات، هر احساسی، میتونه به رابطه جنسی کیفیت بده، این احساس میتونه عشق، محبت، مالکیت، در اختیار بودن و خشونت باشه. هم به این نتیجه رسیدن که جامعه بی هویت شده ولی شاید در راه اصلاحش خودشون با کسایی که داخل کشور هستن هم نظر نباشن… یعنی شاید اونها هم این بی هویتی رو درمان می کنن ولی با معیارهای ایران هنوز بی هویتی هستش…. به خاطر این چیزهاست که من نسل خودمون رو نسل بی هوتی می دونم. تنها نکته ای که برای من غیر قابل پذیرش هست همون بحث حدود و مرزها و یا به قول خودت ارزش هاست. کار دوست دختر من به سکس با کسی کشید که به قول خودش تنها جذابیتش براش مدل موهاش بود. حالا همین دختر، با همین نیاز و عطش برای به دست آوردن مرد و پاسخ به نیازش از ادبیات معکوس استفاده می کنه. لی لی خنگه: اولاً طرف صحبتم با شما نبود! و این من رو به شدت عصبانی می کرد… هرجور باهاش رفتار می کردم فایده نداشت…. من اوایل کارم… باید یک پروژه رو تحویل یک شرکت دیگه می دادم…. و در برای دوست پسرم هم اتفاق می افته…. بلکه تو همه زمینه ها… همه یک پا کارشناس شدیم که حرف دل هم دیگر رو خیلی خوب می دونیم…. من حدس می زنم شما قطعا متولد پیش از اواسط دهه پنجاه هستید. پی نوشت: یاد انتهای سریال دایی جان ناپلون افتادم که اسدالله داستان زن سابقش را تعریف می کرد که با البغدادی فرار کرده بوده است و …. نوشته ها و تجربه های شخصی من نباید مستمسکی شود که زنان از خشونت در رابطه لذت می برند. ولی این به این معنا نیست که مردها هم در این شرایط مشکل داشتن جامعه زنان می تونن از خطوط قرمز رد بشن و وارد حریم زنان بشن و اینبار مدل مردسالاری عوض بشه… یکزمانی بردگی آشکار بود… تبدیل بشه به بردگی فکری…. اینکه در تمام انسانها وجود داره به صرفه ترسناک نیست. مثلا همین الان با دوستاش رفته بار من خسته بودم نرقتم…. مدیر اون پروژه علاقه خاصی داشت که با من لاس بزنه…. یعنی دقیقا بدونیم که چی ارزش هست چی نیست؟! من نمی دونم این مردها کی یاد می گیرن که اینقدر از طرف خانمها اظهار نظر نکنن…… هر چقدر دلت می خواد نظر خودت رو نسبت به ما زنها بگو…. و با این افکار هم که شاید به من خیانت می کنه خودم رو اذیت نمی کنم…. بنابراین فکر می کنم اول باید تعریف شما از دندان شکن بودن رو بشنوم و بعد بتونم بگم که پاسخهای من دندان شکن هستش یا نه…. هر جور شده ببينيد سکس لزبین ایرانی. حالا وقتی وارد مقوله سکس می شیم، دوست دختر من فکر می کنه اگه نمایش من از سکس بیزارم رو بازی کنه من بهش امتیاز می دم. آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی سکس خارجی مکانیسم لذت آنال سکس مثل دفع مدفوع است یعنی فرد هنگامی که در انتهای روده بزرگ خود یا رکتوم مدفوع دارد دچار احساس تنش می شود و زمانی که این مدفوع دفع شد این احساس تنش از بین رفته و ارامش حاکم می شود سکس خارجی. سوگل خانم شما مازوخیست هستین که با خوندن این وبلاگ خودتون رو آزار میدین! در جامعه جهان سومی مثل ایران، قانون نه تنها در راستای پر کردن خلاء کمکی به زن نکرده که عملا دست مرد رو برای هر سو استفاده ای باز گذاشته. چهارم اینکه شما، عده ای، خیلی از افراد ، عمدتا زنها پذیرای خشونت در سکس هستن نکته ی تاسف باری نیست. تعریف شما از مشکل خاص چیه؟ یا تحت خشونت بودن رو چه چیزایی میدونین؟ شما اگه مشکل خاصی نداشتین و تحت خشونت هم نبودین چرا پا شدین این همه راه مهاجرت کردین؟ من وقتی از خودم میپرسم چرا در کشورهایی که آزادی جنسی و روسپی خانه هست، باز هم مردهایی هستن که بجای دفع شهوت در اونجا، دست به تجاوز میزنن؟ جوابم به خودم اینه، کسی که در اون شرایط براش امکان دفع شهوت فراهمه و اون از هزینه ی مالی اونجا هم بر میاد اما اونجا نمیره و تجاوز میکنه، احتمالا شهوت لایه بیرونی انگیزه ی اونه و خشونت انگیزه ی درونی، خشونتی که میتونه ریشه در خشم های فروخورده و حقارت های متحمل شده باشه. دختری که تا این حد فضای آزاد داشت تا لحظه آخر اصرار داشت بگه حتی از هم لب هم نگرفتند. من نمی دونم کجا زندگی می کنی، اما اطمینان دارم بارها و بارها دختران زیبایی رو دست در دست پسران سیاه پوست و بدترکیب دیدی. در انال سکس به دفعات این احساس تنش و آرامش تکرار می شود و فرد ممکن است لذتی را تجربه نماید ولی امکان به ارگاسم رسیدن نیست سکس خارجی. و اگه فکر می کنید که نمی تونید منطقی بحث کنید و برای دفاع از خودتون مجبور به فحش و گفتن حرفهای زننده و دادن القاب بی ربط خواهید شد… در اون صورت من از ادامه بحث با شما معذور هستم…. تازه وقتی مرد لب به اعتراض باز کنه متهم بشه به مردسالاری. تا وقتی زنان به این باور نرسن که مسئول زندگی خودشون، خودشون هستن… تا وقتی ندونن چطور از استعدادهاشون استقاده کنن… راه به جایی نخواهیم برد…. نمونه اش بریجیتا که اول نبوده و حالا شده یه پا مازو… توی رابطه جنسی هم اگر هر دو نفر از خشونت لذت ببرند اون رابطه نرمال است. درهمان سال اول تحصیل در دانشگاه، دو جایزه برای دو نمایش به او تعلق گرفت. ماجرای آمنه بهرامی هم همین است. این به این معنا نیست که من از ماشین بدم میاد، مفهومش این هست که اولویت مهمتری برای من در زندگی وجود داره. باید مرز بین یک بازی سکسی با خشونت کنترل شده و یک خشونت کنترل نشده معلوم باشه. یکی از بارزترین نمودهای این تربیت، فرهنگ نفاق و دروغ هست. به جای شنیدن حرف و نظر دیگران…. ویدا جان ببین من الان دلم می خواهد یک آزارا داشته باشم. و با پیش فرض عمل کردن …شده بلای خانمان سوز کشورمون…. هم ساک داره هم کون ميده تازه اب يارو هم مياد. می دونم پذیرش این حرف خیلی سنگین هست و اگر هم بپذیری حداقل خودت رو مستثنی می دونی. از خشونت عریان و کور پرتغال کوکی که در نیمه دوم فیلم به خشونت سازمان یافته انسانهای متمدن علیه یک دیوانه تبدیل می شه، تا قتل عزیزترین ها در شاینینگ و غلاف تمام فلزی که فکر نمی کنم کسی ندیده باشه. پسر خوب پسری بود که متلک نمی انداخت، دختر بازی نمی کرد، به یک معنا پخمه. پی نوشت: من با کسی سر جنگ و دعوا ندارم…. هیچکس نمی تونه ادعا کنه که از سکس متنفره حتی من! «من ادم ساکتی هستم اینرا همه اطرافیانم اذعان دارند. اینکه تا چه حد خشن بودن و خشونت کنترل نشده در جامعه ی ما توجیه شده خیلی ترسناکه. البته اینم بگم که احساس میکردم اصغر از این اتفاق شرمنده است. همونطور که گاهی از درد های جزئی لذت میبریم. در ضمن اینکه از نویسندگان این وبلاگ هم که به سکس فکر می کنن ناراضی هستی…. اگه می خواهی تو سکس مثل یک خانم با وقار باشی از روش یهودی های ارتدکس پیروی کن که خودشون رو تو یک ملافه می پیچن و از توی یک سوراخ توی ملافه سکس دارن اونم برای امر مقدس تولید مثل. خواهش می کنم هر کس که اندک علاقه ای به روانشناسی داره «آزمایش زندان استنفورد» رو در گوگل جستجو کنه. اگه تهران میای و میری ازت سوال می کنم، چند بار همچین صحنه ای رو در تهران دیدی؟ بنابراین تاکید می کنم بحث فرد نیست. Alexa Grace takes a big black cock Сайт знакомств в Москве позволит Вам найти вашу любовь в столице и Московской области. یعنی انتقاد از مردها برای اصلاح پذیرفته می شه ولی رهبری نه! ولی در آخر با بستن یک اتهام آبکی تجاوز توانستند که جولیان آسانژ را به میزان زیادی ساکت کنند. برای خشونت و احساساتی که عموما در سکس میتونن آزار دهنده باشن، قرار دادن یک » کلمه ی امنیت » کلمه ای که با گفتنش بازی احساسی تموم میشه توصیه میشه. توی سکس اگه هر دو نفر از تبدیل شدن به حیوون لذت می برن به کسی آسیب نمی زنند تو بقیه جنبه های زندگی مثل حیوون نباشیم هنر کردیم! پس از پایان تحصیل گوینده اخبار تلوزیون شد. ممکنه که خیلی ها فکر کنند که این مسا ئل با زندگی روزمره ما سر و کاری نداره ولی مشگل در این است اگر اصل اول که بیگناهی شخص است در صورت عدم وجود دادگاه زیر پا گذاشته شود پس منتظر باشید که در زمان کوتاهی همین شتر هم در خانه شما بخوابد. اسم این اجازه سوءاسفاده ندادنه. اما وقتی همین ادمهای ساکت ، که نه مشکل خاصی دارند و نه تحت خشونت هستند این قابلیت را دارند که چنین خشن عمل کنند و بدتر اینکه، از خشونت ، حتی برای لحظاتی کوتاه در زندگی ، لذت ، ببرند ، برای من بسیار عجیب است اینکه در هریک ازما دیوی چنین سرکش و خشمگین وجود دارد که کنترل ان هم بدست ماست که شاید بر بسیاری از اعمال عادی خودمان هم کنترل درستی نداریم. خشونت کنترل نشده میشه خشونتی که فرد بهش اشراف نداره. متاسفانه اخلاق در اجتماع ما با سرعت فزاینده ای رو به نابودیه. به شخصه تجربه شده برام، وقتی دختر ایرانی بهم می گه من به سکس فکر نمی کنم، من از رابطه بدون علاقه بیزارم و … معنی اش این هست که بی عرضه کی می خوای بکنی پس؟؟ اما اینکه واکنش مرد باید چه باشه… متاسفانه در بک گراند ذهنی دخترهای ایرانی مردی که برای اونها هویت قائله ناخواسته سقوط می کنه. هر وقت فهمیدم که خیانت کرده اونوقت یک فکری می کنم…. در کل به نظر من قضیه اصلان پیچیده نیست. لینکهایی ساقی عزیز گذاشتند نشون می ده که این گرایش به تابعیت و در ادامه، لذت از خشونت مثل یک شیطان مقیم همواره همراه ماست و به قول بریجیتا ما اهرمهایی رو برای کنترلش در اختیار داریم. تصور کنید بچه­تان که در طول نه ماه خیلی دوستش داشتید، مرده به دنیا آید. با فاصله یک میز از این دو دختری هست که داره به زن اون مرد خیانت می کنه و با شیطان صفتی سعی در فریب همه ماها داره. من هم قبلا مثل شما فکر می کردم و کاملا درکتون می کنم که چی می گید…. تجاوز و خاموش کردن سیگار رو بدن یه دختر زاییده خشونت نیست بلکه خشونت فقط وسیله ای هست که جهت رسیدن به هدف نهایی توسط اون فرد به کار گرفته میشه. قصاص چه معنی و مفهومی پیدا می کنه ؟؟ فکر نمی کنی این کودک 4 ساله که الان به این شدت داره شکنجه میشه و دوباره تحویل خانواده داده میشه ، فردا همون مردی میشه که به چهره ی امثال خانم بهرامی اسید بپاشه ؟؟ …. ولی نسبت به همدیگه حکم صادر نکنیم… و اما در آخر من منظور شما از پاسخ دندان شکن رو نفهمیدم…. برای همین وقتی بچه های کوچیک ناخواسته سکس والدین رو میبینن فکر میکنن اونها داران هم دیگرو اذیت میکنن و اثر روحی بدی میزاره روشون. وقتی کاری که ازت می خوان رو انجام می دی از چشمشون می افتی و وقتی درست رفتاری رو می کنی که نمی خوان عاشقت می شند. آن آقا — آقای پدر — با انضباط و سخت­گیری، اپرای رنجور و غمگین را به زندگی بازگرداند، تشویقش کرد که بهترین باشد. و گقت تو هم بهتره در مقابلش گارد نگیری و روابط رو به سمت دوستانه هدایت کنی…. من در سکس بسیار آروم هستم ولی گاهی شریک جنسیم مرا مجاب به خشونت میکند. صادق چوبک هم در یکی از داستانهایش از قول زنی میگوید که از کتک خوردن توسط شوهرش که بوی عرق بدنش آزار دهنده بود و لباسهایش بوی الاغ بارکش میدادند ، لذت میبرد. ممنون ویدا جان که بحث رو وارد فضای منطقی کردی به قول خود شما، بحث بر سر مرد یا زن نیست. ممنون از اینکه ما زنها رو بهتر از خودمون می شناسید :D…. این یک اصل است و فرافکنی آن اشتباه. آخر سر ازش پرسیدم… یعنی تو ناراحت نمی شی که یکی می خواد با دوست دخترت لاس بزنه؟! فرهنگ و تربیت محیطی که در آن بزرگ میشویم چه خانواده و چه جامعه خیلی در این فرایند نقش دارد. اما فکر می کنی وقتی در قانون مجازات اسلامی ، کودکی که تا این حد شکنجه شده دوباره تحویل پدر و مادرش داده میشه … و همون پدر اگر دختری داشته باشه و بزرگ بشه همونطور که در 4 سالگی مثلا شکنجه اش کرده می تونه در بزرگسالی اون دختر رو بکشه و پول دیه اش رو بپردازه… در چنین جامعه ای با چنین قوانین انسانی اسلامی! شاید فرقش با بقیه احساسات اینه که در صورت کنترل نشدن، میتونه ضررهای آشکارتری به فرد و اطرافیانش بزنه. بله اون کسی نیست به جزء رئیس خزانه داری آمریکا. خدا میدونه که این دعوا به کجا برسه فقط این وسط کسی که حقش و زندگیش پایمال میشه همون امثال جولیان آسانژ و آقای استراس خان هستند. این وسط هم اروپا داره دست و پا میزنه که هر طور شده رئیس بعدی صندوق بین اللملی پول از اروپا انتخاب بشه تا به یک صورتی جلوی سیاستهای بی رویه پولی آمریکائیها گرفته بشه. به نظرم آنهایی به سراغ خشونت در سکس میروند که معنی واقعی لذت بردن از بودن با دیگران را از یاد برده اند. حتی اینکه خودم در سالهای دور چنین چیزی را نخواستم ، هم ، مهم نیست … اما اینکه این مقدار از خشونت در هریک ازما وجود دارد و براحتی هم می تواند از حالت بالقوه بودن تبدیل به فعلیت شود برایم عجیب است. خیلی راحت می تونید پارتنرتون رو از بین اونها انتخاب کنید…. من مدافع خشونت نیستم اما به هر حال چیزیه که بطور مستمر داریم تجربش می کنیم ؛ اتفاقا خشونت نه به اون شکل مثل تجاوز و یا حرکات جنسی بلکه اونجایی که سازمان یافته می شه و تبدیل به تئوری رسمی اونجا خطرناکه و گرنه این اتفاقات تو هر جامعه ای ممکنه بیوفته. مثلا من به هیچ وجه نمی پذیرم زنی که متاهل هست، بخش زیادی از زندگیش رو پای چت کردن با مرد یا مردهایی غیر از شوهرش بگذرونه و اسم این کار رو هم خیانت نگذاره. اما با این پول ماشین نمی خرم بلکه سرمایه گذاریش می کنم. ولی درست که زنها باید خودشون رو اصلاح کنن…. وا ین به این معنی نیست که من زنها رو موجود بدون هیچ عیب و مشکلی میدونم و تمام تقصیرات گردن مردهاست…. یا از همسرشان برای داشتن یک ارتباط جنسی مناسب نا امید شده اند. این دو جنبه خشونتگرایی و خشونت طلبی اونها هم آسیب مستقیم و شدید تو این زندگی روزمره نداره البته تا اونجایی که بیماری نشده. واقعاً چه می شه که به انسان های با ذات خوب ابزار قدرت بدون کنترل داده می شه؟ آیا واقعاً همین آزمایش نشون نمی ده که حکومت های توتالیتر چطور هر روز به ظلمشون ادامه می دند و آدم های بی دفاع هم راهی غیر از تسلیم شدن ندارند؟ در آخرفکر کنید وقتی که آزمایش رو قطع کردند و به زندانبان ها هدف از انجام آزمایش رو شرح دادند. یعنی اون هر حرفی زد دوستانه تدبیرش کنی…. خانومی ک اهل عشق و حاله یا پسر کم سن و سالی ک دوسداره عشق کنه تو تلگرام بهم پی ام بده من زنگ میزنم خودم بهش. یادم میاد جوون که بودیم با رفیقامون یه جمله 2 کلمه ای داشتیم » شیر اطمینان » که خیلی کمکمون می کرد. مثلاً وادارش می­کرد هفته ­ای یک کتاب بخواند و مطلبی در مورد آن بنویسد. زندان بانها چطور تونستند رفتارشون رو برای خودشون توجیح کنند؟ آیا قبل از انجام آزمایش متوجه همچون رفتاری در وجودشون شده بودند. معمولاً آدم­ها وقتی آزار ببینند و روح­شان زخمی شود، بدجنس می­شوند، شاید چون ناخودآگاه درصدد انتقام از زمین و زمان برمی­آیند. چند ماه پیش هم شاهد این اتفاق برای جولیان آسانژ از ویکی لیکس بودیم و الان هم شاهد همون ماجرا برای آقای استراس خان رئیس صندوق بین اللملی پول شده ایم. بهتر است نگاهی به آزمایش های زیمباردو در دانشگاه استنفورد هم بیاندازید. از جنس همون باور نکردنهایی که دوست دختر من باور نمی کنه از اینکه می گه از سکس بیزاره منظورش اینه که بی عرضه پس چی شد. ولی زندگیم رو الان تباه نمی کنم که مبادا ایشون خیانت نکنه…. و این بنظر من بسیار ترسناک است. اینکه چرا چنین چیزی را خواستم مهم نیست. ولی با توجه به جمله شما فکر می کنم تعریف شما از پاسخ دندان شکن فرق داره…. شخص سوم هم میشم برا زن و شوهرایی ک دوسدارن رابطه فانتزی داشته باشن. من تجربه ی بازی بدون کلمه ی امنیت رو داشتم خودم…. در مورد قسمت اول حرفت، نتیجه گیری صحیحی نکردی چون فرض درستی نگرفتی. هنوزم نمی دانم چرا دلم چنین چیزی را خواست … مرد هاج واج نگاهم میکرد و نمی دانست شوخی می کنم یا جدی ام …برای اینکه بفهمانم ، تنها چیزی که به عقلم رسید این بود که توی گوشش بزنم و فحش بدهم …فحش های سخیفی که نمی دانستم از کجا یاد گرفته بودم … و این کلید انفجار باروت مرد بود دلم میخواست زجر بکشم …باتمام وجود. تصور کنید مادرتان — همان مادر نوجوان که اکنون جوان شده است — بخواهد شما را به کانون اصلاح و تربیت بسپارد تا از شرتان خلاص شود، اما استثنائاً شانس بیاورید که ظرفیت کانون تکمیل باشد. و دوم اینکه روش گفتگو رو بدونیم…. اگه خواستی در مورد ریشه هاش صحبت کنیم، ولی حدسم اینه که سعی کنی بدون اینکه به این حرفها فکر کنی فقط یک جواب دندان شکن بدی. وقتی پیش درامد خشونت که همانا دروغ ، تهمت و ناسزا و بدگویی است ، در همه ابعاد از سایت های اینترنتی تا روزنامه ها و رسانه ها و حتی صحبت های معمولی بین ادمها اینچنین رایج و مرسوم شده ایا نباید از روزهای اینده ترسید ؟ خشونت در همه ما به یک اندازه وجود دارد اما مشکل اینجاست در کشورما ابزار کنترلی ان روز بروز دارد قدرت خود را از دست میدهد …. در هفده سالگی مجری رادیوی محلی­شان شد. همه ما دوستداریم کمی خشونت رو تجربه کنیم. و در نتیجه مشکل بین خارج نشینها و داخل نشینها پیش می یاد…. دوستان شهواني عزيز سلام من يه پسر فوق العاده سكسي و حشريم كه بخاطر غرورم يكي دوبار بيشتر تو زندگيم به دختر جماعت پيشنهاد ندادم نه قيافه ي خيلي خاصي دارم كه هردختري منو ارزوي خودش بدونه و نه پول و ماشين و تنها چيزايي كه دارم شادابي و سر زندگي و انرژي و سرزبون وهيكل فيت نسي خيلي خوبمه كه خيليا بخاطر همينا هوامو دارن و سعي ميكنن باهم تايممون رو بگذرونيم من رزمي كار حرفه ايم تو دوران اوج خودم كه درگير تمرين و مسابقاتم بودم يكروز تصميم گرفتم تو يه كلاس اموزش نرم افزار تو تهران شركت كنم كه مربوط به رشتم بود خلاصه ثبت نام كردمو رفتم سركلاس نشستم يك محيط دوستانه بينمون ايجاد شد و من سه تا دختر همكلاسي هم داشتم استاد كلاس خيلي باهام صميمي شده بود و طي دوره مون همش از من و هوشم تعريف ميكرد تو اين حين من تو كف يكي از دختراي كلاسمون بودم بنام ليلا ليلا خانوم قصه ما كه يه دختر قد بلند باصورت كوچيك ولباي غنچه اي و چشماي گرد بود منو حسابي گذاشته بود توكف هرموقع كلاس تموم ميشد تا از موسسه ميومدم بيرون ميديدم نزديكاي در خروجي محوطست كه حدودا ٤٠ ٥٠ متري فاصله داشت ازمن و منم بي خيالش ميشدم و پيش خودم ميگفتم ديوث چه عجله اي داره كه بره بده اصلا قسمت نميشد باهاش حرف بزنم تااينكه مسابقات كشوري شد و دوتا مدال گرفتم منم واسه اينكه برم تو دنياي ليلا يه جعبه شيريني خامه اي گرفتمو بردم موسسه و روزنامه مو كه اسممو بعنوان قهرمان زده بود بردم استاد خيلي ازم تعريف ميكردو خلاصه ليلا هم نظرش بهم جلب شده بود از اونجايي كه براي هر جلسه اموزش مسافت زيادي رو تاموسسه ميرفتم و لپ تاپم وزنش سنگين بود يكي دوبار پيش ليلا غر زدم كه اونم از خداخواسته گفت اره بيا از لپ تاپ من استفاده كن اينجوري تو لپ تاپ نمياري كه اذيت شي و به منم ياد ميدي كارهايي كه استاد ميگه رو انجام بدي كه بهتره برا جفتمون منم قبول كردم دوماه از اموزشمون گذشته بود ومن هنوز كاري نكرده بودم يروز بلاخره قبل رفتنش رسيدم بهش و تايه مسيري رو بهم رفتيم كه هركاري كردم نذاشت حساب كنم اخه اون ٣١ سالش بود و من ٢٦ گفت زشته وقتي بزرگتر كنارته دست تو جيبت كني منم چيزي نگفتم و قبول كردم گفت شمارتو بده احتمالا جلسه اين هفته رو نيام و براي پي گيري نرم افزار كه چيكار كردين باهات تماس بگيرم منم شمارمو دادم و اون باهر دوتا خطش بهم ميس داد خدافظي كرديمو رفتيم همش باخودم كلنجار يرفعم كه بگم بهش يا نه همش ميترسيدم عكس العمل بدي نشون بده و ابروم بره يروز حين اموزش كه كناش نشسته بوديمو استاد هم داشت پاي وايت برد يه سري مطالب مي نوشت من تصوير صورت ليلارو كه دستشو گذاشته زير چونش ولباش اماده خوردن شده رو ديدم واي خدا لباش با يه رژ بنفش تيره حسابي خوردني بودن همونجا راس كردم دلمو زدم بدريا وبهش اس دادم كه حواست هست خيلي ماچ كردني شدي نميدونم چم بود كه اين اس رو دادم ميترسيدم از عكس العملش و ترسيدم ابروم بره كه بهم اس داد ممنونم عزيزم نظر لطفته منم كيف كردمو وقتي ديدم اينجوري جواب داد گفتم خوشبحالش گفت كي منم تو اس جواب دادم دوس پسرت پرسيد چطور كه منم جواب دادم اخه خيلي خوبي خيلي ماهي و دوست داشتني هيچي بهم نگفت منم اسي بهش ندادم جلسه تموم شد ومثل هميشه زودتر رفت منم تا اومدم برم استاد مخمو گرفت به كار كه اره اگه همينجوري فعاليت كني اين نرم افزار ايندتو تامين ميكنه و همش پيش خودم ميگفتم ديوث ليلا رفت بزار برم بلاخره صحبتاش تموم شد منم با نا اميدي رفتم پايين يه حسي داشتم گفتم بزار بهش زنگ بزنم كه ديدم باكمال تعجب دم در وايساده منم خوشحال دوييدمو رفتم پيشش و تا اومدم حرف برم گف ببين من يه دخترم كه اصلا تو فاز محبت و دوس داشتن و دوس پسر و اينا نيستم پس وقتتو الكي پاي من نزار اب پاكيو ريخت رو دستم هيچي نگفتمو رفتم يكي دوروزي نگذشته بود كه ديدم اس داد سلام چطوري نيستي گفتم خودت خواستي برم و رابطمون ازونجا شروع شد حدود دوماه ديگه طول كشيد تا تونستم خودمو حسابي تو دلش جاكنم بعد از يكي دوبار رستوران سنتي و قليون بلاخره خونمون بدليل فوت يكي از فاميلاي شهرستان خالي شد منم بلافاصله به ليلااس دادم كه خيلي نامردي گفت چرا منم جواب دادم ادم يه كسي مثل تورو داشته باشه بعد تخم مرغ بخوره مردم بخدا كه پرسيد چراتنهايي منم دليلشو گفتم كه برگشت جواب داد بيام برات غذا درست كنم خدايا باورم نميشد دقيقا همون چيزي كه انتظارشو داشتم گفت ميام ولي كاري نكنيما منم گفتم تو بيا هرچي تو بخواي قرارمون ساعت ٤ غروب روزاي اوايل دي ماه بود رفتم سر خيابون دنبالش تا ديدمش كيرم شق كرد يه ساپورت مشكي با يه بافت بلند كاموايي كلاهدار سفيد كه دور كلاش پشم داشت يه ارايش نيمه غليظ كرده بود كه دوس داشتم رفتيم خونه يكم ازش پذيرايي كردم نشسته بود رو مبل منم هيكل رزميمو با يه ركابي حسابي انداخته بودم بيرون گفت يه اهنگ بزار منم باسيستم خونه يه اهنگ گذاشتمو رفتم رو مبل كنارش نشستم اهنگ غمگيني بود تو فكر اهنگو شكستاي گذشته بودم ديدم دستمو گرفت تا نگاش كردم ديدم داره اشكاش مياد ازش دليلشو خواستم گفت دوست پسرش بهش خيانت كرده و بعد ازينكه پردشوزده ن حسابي كردتش رفته تركيه من كلي دلداريش دادم كه گذشته ها گذشته و اهنگ شاد گذاشتمو بزور بلندش كردم براي رقصيدن همينطور كه ميرقصيديم لبامو يكي دوبار بردم جلو و ديدم داره همكاري ميكنه بغلش كردمو لباشو خوردمو باهم ميچرخيديم كيرم داشت منفجر ميشد بردمش رو مبل و خوابيدم روش و حسابي لباشو خوردم گفتم بريم روتخت كه بايه حركت سر حرفمو تاييد كرد رفتيم رو تخت همزمان كه لباشو ميخوردم لباساشو در مياواردمو اونم ركابي منو در اوارد خوابيدم روش وكير سفتمو از رو شورت فشار ميدادم به كوسشو سينه هاي كوچيكشو بادست ميماليدم تا اومدم شورتشو بكشم پايين گفت بدون كاندوم نميدمو منم كه فكر همه جارو كرده بودم سه تا كاندوم خونه داشتم رفتم از تو كشو يكيشو اواردمو بعد ازينكه حسابي برام كيرمو خورد كاندومو گذاشتمو اروم كردم تو كسش خيلي تنگ نبود معلوم بود دوس پسرش ننشو گاييده ولي خوب بود داغو ليز يه بيست دقيقه اي تلمبه زدمو ابم رو تو كاندوم كسش خالي كردم كاندومو در اواردمو ساعتو نگاه كردم باخودم گفتم تا صبح بايد نگهش دارم و حد اقل ٥ بار ديگه ميكنمش پس كاندوم رو چيكار كنم كسش خيلي مو داشت و موهاشم كيرمو اذيت ميكردن ازش پرسيدم چرا نزدي كه اونم گف نادم كه وقتي ديديش نكني منو نميدونست تو كف بودم اساسي ساعت حدودا هفت بود كه باز زد بالا و باز اومديم رو تخت ساپورت و شورتشو كشيدم پايينو بعد از خوردن لاله گوش و زبون و گلوش همينطور كه كيرمو رو كسش بازي ميدادم نفسامو ميزدم به شونه هاش كه خيلي بيشتر حشريش ميكرد كاندوم دومو گذاشتمو كيرمو تا ته كردم تو يه اه بلند كشيد كه همين الانم يادم ميوفته حشري ميشم لباشو بادندون گرفتمو يه نيم ساعتي تلمبه زدم همزمان سينه هاشم ميخوردم قبل اينكه ابم بياد كشيدم بيرونو كاندومو در اواردمو ابمو خالي كردم رو كسش گفت چرا اين كارو كردي گفتم ميخوام دوباره ازش استفاده كنم كه گفت نميخواد ديگه بدون كاندوم بكن منم خيالم راحت شد رفتيم شام بخوريم كه يهو فاز رفتن گرفت كه بايد برم خونه مادربزرگم ليلا بخاطر قضيه زن بودنش از خونه طرد شده بود با يه دختر ديگه تو كرج يه خونه اجاره كرده بودن بهونه اوارد كه مايع لنزمو نياواردمو اگه نزارمشون تو مايع خراب ميشن خيلي اصرار مرد و منم نميخواستم بزارم بره به دوستم زنگ زدم و اونم نامردي نكردو سه سوته برام از داروخونه گرفت و اوارد دوستم اومد پيشمون نشست به بهونه حرف زدن تا ٤ صبح موند ولي منتظر چراغ سبز ازمنبود كه بره سراغ ليلا كه اجازه ندادم بهش و رفت اخه چطور ميشه وقتي يكي بهت اعتماد ميكنه ازش سوء استفاده كني ساعت حدودا ٤ ٥ بود كه باز منو فاز سكسي گرفت ليلا از من حشري تر باز رفتيم روتخت اما اين سري گفتم ليلا گفت جان گفتم بريم حموم گفت بريم بردمش حموم و با ژيلت پشماي كسشو زدم تو حموم سردمون بود ونتونستيم سكس كنيمو اومديم بيرون زود خودمونو خشك كرديمو رفتيم زير پتو روتخت لخت بوديم اومدم روش اين سري بدون مقدمه كيرموت اته كردم تو كسش تلمبه كه ميزدم حس كردم تو تمام سكسايي كه داشتيم ليلا يه جوريه ازش پرسيدم عزيزم چرا لذت نميبري گفت اخه بلد نيستي اونجا فهميدم كه سكس خشن ميخواد منم نامردي نكردمو رفتم از تو اشپز خونه طناب بند رخت داشتيم اواردم دستاشو بستم به تختو عين وحشيا افتادم روش گاز ميگرفتم بدنشو جيغ ميزد قشنگ مشخص بود داره ديوونه ميشه اومدم رو كسشو حسابي كس بي مو شو زبون زدم سرعت زبونمو بردم بالا تا اينكه يه جيغ زدو ارضا شد به شيكم خوابوندمشو از پشت همه كيرمو كردم تو كسش چون سكس زياد داشتيم ابم دير ميومد منم ازخدام بود ميخواستم نياد اصلا ليلا با حرفاش ديوونم ميكرد اره عشقم بكن كسمو جربده ليلاااا اهههه عشقممممم جوووووون چقدر داغه نفسممممم اههههه ليلام تو جواب ميگفت اره عشقم بكن مال خودتهههه جرم بده بدو همه كيرتو تا ته بكن تو جوووونن اره اههههه خلاصه ايندفعه ابمو تااخرين قطره خالي كردم تو كسش برش گردوندم تا دستاشو باز كردم اومد نشست روم كير بي حالمو گذاشت لا كسش و لبامو ميخوردو ميگفت تو كجا بودي تا حالا ازين ببعد مال خودمي عشقم ساعت حدودا ٨ ٥ بود رفتم صبحونهررو اماده كردمو سفره رو چيدم اومد باهم صبحونمونو خورديمو كلي كيف كرديم خوشمزه ترين صبحونه زندگيم بود بعد از صبحونه گفتم ليلا عشقم گفت جون گفتم باز بريم گفت خدانكيلي جدي ميگي گفتم اره از خدا خواسته باز رفتيم روتخت و اين سري ساپورتشو تا نصفه كشيدم پايينو همون لب تخت حسابي تو كسش تلمبه زدم اونقدر سرعتمو بردم بالا كه ليلا ارگاسم شد و ديگه نا نداشت منقبظ شدن عسلات داخل كسش دور كيرم يه حس خيلي قشنگ بود كه باعث شد چند قطره اب باقيمونده مو هم تا قطره اخر تو سوراخ كس ليلا خانوم حشري خالي كنم كيرم لاي كوسش مونده بود كنار هم بي حال درازكشيديم ساعت تقريبا يازده شده بود كه پاشد بره دوش بگيره حوله رو براش اماده كردمو اومدم اونم دوشش رو گرفت و اومد تو اتاق خواب كنار ميز ارايش شروع كرد به ارايش و لباس پوشيدن يه لب ازم گرفتن گفت تو ديگه مال خودمي شوهرمي منم از خدام بود خلاصه ليلا ارايششو كرد و رفت سر يه سري سوء تفاهم باهم رابطمون تموم شد و اون الان ازدواج كرده ببخشيد اگه طولاني بود اولين داستانم بود موفق باشين نوشته. این خشونت درجات مختلف دارد و نسبت به شخص و موقعیت فرق میکند. فکر میکنم که همه از موضع دولت آمریکا بر علیه ویکی لیکس خبر داشتند و کوتاهی دست آمریکا برای جلوگیری از نشت اطلاعات. اما در مورد قسمت دوم، از اونجایی که یک تجربه شخصی اسم بردی تجربه شخصی خودم رو می گم. یک لحظه از خودتون بپرسید اگه جای اون بودید آیا هیولای درونتون فوران نمی کرد؟ پی نوشت: بحث من در اینجا اصلا بعد حقوقی و اجتماعی قضیه نیست.。

43
94